دوستان گلم سلام
درابتدا باید بگویم مطالبی که از این پس برایتان خواهم گذاشت کاملا"معتبربوده و برای اطمینان بیشتر زیر هر عنوان منبع آن ذکر خواهد شد به عنوان مثال نمونه ای از منابع را برایتان ذکر خواهم کرد
قران - تفسیر کشف الاسرار - قصص الانبیاء سید نعمت الله جزایری-احیاء العلوم -مرصادالعباد - عوارف المعارف - رساله قشیریه- جامع السعادات-معاد شناسی-ابواب جهاد نفس-مجموعه ورام-فروع کافی-آثار الصادقین- میزان الحکمه و بسیاری از منابع معتبر دیگر
اما مهمتر از همه جمع آوری این اخبار معتبر بااستاد خوبم جناب آقای محسن غفاری می باشد که به صورت مکتوب در کتاب های خود با زبانی بسیار سلیس وروان نوشته اند از جمله کتاب های استاد :
فرشته مرگ-ابلیس نامه-ارکان اسلام -پاره ای از بهشت- آفات زبان-پیمان زناشویی-عالم برزخ و من جمله می باشد.
به امید آن که با مطالعه منابع معتبر بتوانیم روح خود را تعالی داده و به ریسمان الهی چنگ بزنیم آن روز روزی است که مرگ در دیدگان ما همچون بوییدن یک گل زیباست.
ظهر عاشورای پارسال بود که خبر فوت یکی از عزیزانم را شنیدم شوک عجیبی بود چون به جز اون شاهد فوت دوست عزیزی هم بودم مدت ها بعد از مراسم چهل عزیزانم هنگامی که تازه به حالت عادی داشتم برمی گشتم خواب های عجیبی به سراغم اومد و ۳ بار تقریبا" با همان محتوی تکرار شد بار اول ابعد از بیدار شدن اصلا" تو حالت طبیعی نبودم به قول اطرافیانم چند بار تکرا کردم که روحم خسته است من که اصلا" یادم نمی یاد چنین چیزی گفته باشم زمانی هم که به حالت عادی برمی گشتم تا میومدم خوابم رو برای کسی تعریف کنم ناخودآگاه گریه ام میگرفت و حتی خیلی هاشو فراموش می کردم و اما بار دوم این بار به محض این که از خواب بیدار شدم شروع کردم به نوشتن تو همون حالت غیر طبیعی اما این دفعه اتفاق عجیبی افتاد وقتی اوضاع روحی ام بهتر شد خواستم نوشته ام و برای دوست صمیمی ام بخونم متوجه چیز عجیبی شدم یک سریع از کلمات خیلی بی معنی نوشته شده بود و یک سریع از کلمات تکرار شده بود اما من اون کلمات هرگز ننوشته بودم . تصمیم گرفته بودم پیش مرجع معتبری برم و خوابم رو تعبیر کنم اما فرصت نشد (جدی نگرفتم) اما زمانی که این اتفاق برای بار سوم تکرار شد این کار رو کردم و جوابم رو هم گرفتم من یه آدم معمولی هستم مثل بقیه آدم ها اما الان خیلی خوشحالم چون مطمئن شدم خدا خیلی هوامو داره غیر مستقیم خواست بهم بفهمونه که داره دیر می شه.
اما ساخت این وبلاگ هم بی ارتباط با این موضوع نیست درست که در برابر کارهایی که باید بکنم خیلی کم اما من میخوام این راه و با قدم های کوچیکم بر دارم تا کم نیارم.
به قول شاعر:
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
این خداوند تبارک وتعالی است که به وقت مرگ - توسط عزرائیل و یارانش - روح انسان را از کالبدش بیرون می کشاند (زمر/۴۲)
امام صادق (ع) می فرماید :از ملک الموت سوال شد تو چگونه در یک لحضه ارواح مردم را قبض میکنی و جان آن ها را می ستانی در حالی که بعضی از آن ها در مغرب و بعضی در مشرق هستند؟عزرائیل گفت : من آن ارواح را به سوی خود میخوانم و آن ها اجابت میکنند.
از عزرائیل سوال کردند آیا هر کس در هر جا در بستر مرگ قرار گیرد تو او را می بینی و در همان حال برای قبض روحش حاضر می شوی؟
گفت: آری من خود و به واسطه بعضی از یارانم که مرا در این امر یاری می کنند جان انسان ها را میگیرم.
هر کس در آستانه مرگ قرار گیرد ابلیس به یکی از شیاطین ماموریت می دهد که به نزد او برود و از راه کفر و شرک او را در دین و مذهبش به شک و شبهه اندازدو ایمان و اعتقادش رابرباید تا آن که جان از بدنش خارج شود و بمیرد اما اگر میت مومن باشد شیطان هرگز نمی تواند بر او غلبه کند.
(امام صادق ع)
فرشته مرگ شیطان را از کسی که مراقب نماز هایش باشد به وقت مرگ دفع می کند.
(امام صادق ع)
حضرت ابراهیم روزی شخصی را دید از او پرسید : تو کیستی ؟او گفت من عزرائیل هستم حضرت گفت : دوست دارم تو را در آن صورتی که بر مومنین ظاهر می شوی و قبض روحشان می کنی مشاهده کنم عزرائیل گفت صورت خود را برگردان حضرت صورت خود را برگرداند سپس به او نگاه کرد دید عزرائیل به صورت جوان زیبایی در بهترین آرایش و لباس های بسیار زیبا در حالی که بوی خوشی از او استشمام می شود ایستاده است.
حضرت فرمود حال دوست دارم تو را در آن صورتی که بر فاجرین و بدکاران ظاهر می شوی ببینم عزرائیل گفت ای ابراهیم تو طاقت دیدن این چهره مهیب را نداری حضرت اصرار کرد عزرائیل گفت پس روی خود را برگردان ابراهیم روی خود را برگردانید سپس برگشت و نگاه کرد مردی سیاه و مهیب را درمقابلش دیدکه موهای بدنش سیخ شده و بوی بسیار متعفن و بدی دارد و از سوراخ های بینی او دود و آتش بیرون می آید.
حضرت با دیدن این منظره بیهوش شد عزرائیل فورا" به صورت اول درآمد و ابراهیم (ع) را به هوش آورد حضرت چشم باز کرد و به عزرائیل گفت : ای ملک الموت اگر برای گناهکاران و بدکاران هیچ گونه عذاب و شکنجه ای وجود نداشته باشد جز دیدن همین چهره وحشتناک تو در وقت مرگ به عنوان کیفر ومجازات برایشان کافی است.
بحار/ج۱۲/ص۷۴/وج۶ص۱۴۳/